ettehad top bar

سعید رضایی : طناب های دار را از گردن ها رها سازید

رامین حسین پناهی زندانی بی پناه در بند به احتمال فراوان در ۴۸ساعت آینده سر به دار خواهد سپرد و مابین آسمان و زمین خواهد خفت.
اعدام رامین تداعی گر خاطره تلخ و حزن انگیز در ذهن و جان من است که هیچگاه از آن قلم نزدم و علاقه ای به بازگویی آن خاطره نداشتم.سال ها پیش در اوج جوانی صبح روز شنبه به ناگه توسط نیروهای امنیتی یا بسیج بازداشت شدم و دست ها و چشم هایم با ضرب و شتم فراوان بسته شد.
به ناکجاآباد که رفتیم با توهین و تحقیر مرا به بالای میزی بردند و طناب دار به گردنم آویختند.تمام هستی سیاه شد و زمان ایستاد.لحظاتی دیگر به رقص در آسمان و زمین رفته و به خاک خواهم خفت.
آنگاه که از پشت همچون خنجر به کمر زدند،در آسمان،به رقص مرگ پرداختم.
نمیدانم چه شد که از آن روز سیاه و مریض رهایی یافتم.اما حالا که سال ها از آن روز می گذرد،همچنان تمام آن لحظات و صحنه ها پشت پلک هایم حک شده است و هر شب به تماشای آن خواهم نشست و این نمایش تلخ پایانی ندارد.
اعدام خود زایشگر خشونت است و خود همچون یک چرخه و دور تسلسل است.تا دیر نشده است به جای آنکه طناب دار به آسمان کشانید،پارچه سفید را به نشانه صلح بلند کنید.
رامین حسین پناهی در اوج بی پناهی سر به داری خواهد سپرد که نشانه استبداد و استشعار حاکمیت تام گرای آغشته به بیداد است.