ettehad top bar

افشین سیمیاری: رضا مقدم، شوراهای اسلامی و اتحادیه آزاد کارگران ایران

رضا مقدم بار دیگر فرصتی بدست آورده است تا از سرخ تر از همیشه برای خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار بدرخشد. ایشان و همپالگی هایش که در برابر طومار خانه کارگری حداقل مزد جناحی از سندیکای واحد و فراخوان شرکت آنها در شورای اسلامی کار حتی یک خط دوستانه نیز برای آنان ننوشتند و در برابر سرکوب و تهدید نمایندگان مجمع کارگری هفت تپه و تحمیل شورای اسلامی کار به آنان لب نجنباندند  و پیش تر با انتساب پایان اعتصاب کارگران هفت تپه به اتحادیه آزاد کارگران ایران، کل دم و دستگاه دولت و سرکوب و مافیای هفت تپه را از جنایتهایی که در تحمیل سنگین ترین فشارها به کارگران از قبیل تهدید خانواده های آنان و وادار کردن خانواده پدری بخشی به درخواست پایان اعتصاب از کارگران،  تطهیر نمودند اینک  با پرداختن به توصیه شاپور احسانی راد به اسماعیل بخشی که بدرست انتطاراتی را از ایشان مطرح کرده است بار دیگر سعی در حمله دیگری به اتحادیه آزاد کارگران ایران نمود.

براستی که وقاحت هم حدی دارد. هنوز یک هفته از تحمیل شورای اسلامی کار و سکوت نوکر مابانه این جنابان در برابر تهدید اعضای مجمع نمایندگان کارگری هفت تپه و مبارزه جانانه ی اتحادیه آزاد کارگران ایران در برابر این تهدیدها و جلوگیری از تحمیل شورای اسلامی کار به کارگران هفت تپه نگذشته است که این حضرت در وقیحانه ترین شکلی چشم در چشم همگان از پروین محمدی که نائب رئیس همین این اتحادیه است میخواهد تا از شوراهای اسلامی کار اعلام برائت کند.

جناب مقدم، پرونده اتحادیه آزاد کارگران ایران از همان زمانیکه منصور اسالو در میزگردی در سال ۱۳۸۴ تحت عنوان  “وحدت رویه تشکلهای کارگری” با سران شورای اسلامی کار شرکت کرد و  مورد نقد جعفر عظیم زاده قرار گرفت تا همین اواخر  که بی هیچ مماشات طلبی و مصلحت جوئی  طومار حداقل مزد خانه کارگری و فراخوان شرکت در انتخابات شورای اسلامی کار از سوی جناحی از سندیکای واحد را مورد نقد قرار داد و تا همین یک هفته ی پیش، لحظه به لجظه دوشادوش کارگران شرکت نیشکر هفت تپه برای جلوگیری از تحمیل شورای اسلامی کار به آنان جنگید برای افکار عمومی و طبقه کارگر ایران روشن است.

اگر کسی در این میان باید از سیاستهای خائنانه و ضد کارگری خود در سوق دادن کارگران به شوراهای اسلامی کار اعلام برائت کند آن جناب شما و همپالگی هایتان هستید که سالها پیش پس از جدائی از همراهانتان، ضرورت قرار گرفتن  کارگران در پشت جناحی از بورژوازی ایران و همسوئی با اصلاح طلبان را، که خانه کارگر و شوراهای اسلامی یکی از پایگاههای آنان است  تئوریزه کردید و سالهاست مشغول عملی کردن آن هستید.

من اطمینان دارم شما امروز جرائت دفاع  از تئوریزه کردن بردن کارگران به پشت جناحی از بورژوازی ایران و عملکردتان در این رابطه را ندارید به همین دلیل هم است که ناچارید چهره زرد خود را سرخ فام کنید و  پشت شعار “کار نان آزادی” کثیف ترین سیاستهای فرار به جلو را برای لاپوشانی خوش خدمتی خود به جناحی از بورژوازی ایران بکار بندید و همچون دزدی که در حال فرار است رهگذری را با فریاد آی دزد آی دزد نشان دهید تا خود جان به سلامت دربرید و خوش خدمتی هایتان به بورژوازی ایران را به نقطه کمال برسانید.

پایان