انفجار در دکل نفتی ۹۵ رگ سفید ، تجمع کارگران شرکت مسکن و عمران قدس رضوی،تجمع اعتراض آمیز ساکنین مسکن مهر۹ پردیسان شهر قم و…

۵ کارگر در حادثه حریق دکل نفتی رگ سفید کشته و زخمی شدند

منابع آگاه در منطقه نفت و گاز آقاجری می‌گویند ساعتی پیش یک انفجار در دکل نفتی ۹۵ رگ سفید رخ داده که در بر اثر آن ۵ کارگر کشته و زخمی شده‌اند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، منابع آگاه در منطقه نفت و گاز آقاجری می‌گویند ساعتی پیش یک انفجار در دکل نفتی ۹۵ رگ سفید رخ داده که در بر اثر آن ۵ کارگر کشته و زخمی شده‌اند.

منابع ایلنا همچنین در مورد علت حادثه می‌گویند: این حادثه مربوط به عملیات حفاری یک حلقه چاه بوده است.

عملیات برای اطفای حریق همچنان ادامه دارد و تیم‌های آتش‌نشانی و امداد و نجات هم اکنون در محل حادثه حضور دارند.

تجمع اعتراضی کارگران شرکت مسکن و عمران قدس رضوی

کارگران شرکت مسکن و عمران قدس رضوی در سرخس تجمع اعتراضی برگزار کردند.

روز شنبه ۶ آبان‌ماه۹۶ جمعی از کارگران  شرکت مسکن و عمران قدس رضوی در اعتراض به عدم پرداخت ۶ماه حقوق و یک ماه حق بیمه مقابل دفتر کارگاه این شرکت متعلق به آستان قدس رضوی در سرخس تجمع کردند.

یکی از کارگران معترض گفت: از اردیبهشت ماه حقوق و اضافه کاری ۶۰ کارگر شرکت مسکن و عمران قدس رضوی در سرخس پرداخت نشده است.

وی افزود: شرکت مسکن و عمران حدود ۶ کارگاه دیگر دارد که حدود ۴۰ نفر در آنها مشغول کار هستند و آن کارگران نیز خواستار دریافت حقوق معوقه خود می باشند.

سلامت‌روانی کارگران با قراردادهای موقت به مخاطره افتاده/ امنیت‌ملی به امنیت‌شغلی وابسته است

رئیس شورای اسلامی کار شرکت ارم سبز معتقد است که امنیت‌شغلی کارگران با امنیت‌ملی گره خورده است.

غلامحسین ابراهیمی در گفت‌و‌گو با ایلنا اظهار داشت: امنیت شغلی با امنیت ملی گره خورده به‌گونه‌ای که بدون توجه به الزامات تامین امنیت شغلی کارگران امنیت ملی به خطر می‌افتد.

ابراهیمی افزود: با اینکه کمتر به این مساله پرداخته می‌شود اما حساسیت‌های این امر توسط مسئولان درک شده و کارهایی نیز همچون نگارش آیین‌نامه تبصره یک ماده هفت قانون کار انجام شده که البته تا نهایی شدن آن فاصله چندانی نداریم.

رئیس شورای‌اسلامی کار شرکت ارم سبز قراردادهای موقت کار را یک عارضه دانست و افزود: قراردادهای موقت و سفید امضا سلامت روانی کارگران را به مخاطره انداخته به‌گونه‌ای که نمی‌توانند برنامه‌ای برای آینده خود داشته باشند و در شک و تردید به سر می‌برند که فردا چه سرنوشتی در انتظارشان است.

وی با بیان اینکه کارفرمایان دست خود را برای انعقاد قراردادهای سفید امضا باز می‌بینند، گفت: کارگران به‌علت نبود کار مناسب به ناچار تحمیل قراردادهای سفید امضا را می‌پذیرند در نتیجه اینکه بگوییم کارگران با رضایت زیر بار این قراردادها می‌روند بی‌انصافی است.

قرارداد سفید امضا، قراردادی یک‌جانبه است که براساس آن کارگر مجبور به امضای برگه‌ای می‌شود که کارفرما محتوای آن را مشخص می‌کند و به‌طور معمول در آن خبری از بیمه و حداقل دستمزد نیست. به بیان دیگر این نوع از قرارداد حاکمیت کارگر بر عقد قرارداد را از وی می‌گیرد، امری که بارها از طرف فعالان کارگری نکوهش شده است.

ابراهیمی با بیان نمایندگان مجلس باید هر چه سریع‌تر با تصویب قوانین بازدارنده، هزینه‌ انعقاد چین قراردادهایی را بالا ببرد، گفت: اگر نسبت به سرنوشت و آینده جوانان حساس هستیم و برای آن شعار سر می‌دهیم حالا وقت آن است که آستین‌های خود را بالا بزنیم

وی افزود: اولین جایی‌که باید به‌صورت قاطع برای مقابله با این ظلم ورود کند، مجلس است چراکه به نظر نمی‌رسد کارفرمایان بخواهند با قوانین موجود خود را مطابقت دهند.

تجمع اعتراض آمیز ساکنین مسکن مهر۹ پردیسان شهر قم

صبح روز یکشنبه هفتم ابان ماه ساکنین مسکن مهر ۹ پردیسان قم مقابل استانداری این شهر تجمع کرده و نسبت به سود مشارکت بانکی بالا و بی کفایتی پیمانکار و نبودن اب شرب اعتراض کردند

عربستان دو صیاد ایرانی را بازداشت کرد

به گفته یک فعال صیادی؛ دو ماهیگیر ایرانی که در نزدیکی آب‌های  ایران مشغول به صید بودند، توسط نیروهای عربستانی بازداشت شدند.

محمد آبخو (مدیرعامل اتحادیه صیادان استان بوشهر) در مورد خبر بازداشت دو صیاد ایرانی به خبرنگار ایلنا می‌گوید:

 روز گذشته دو صیاد ایرانی که در

 نزدیکی محدوده آبی ایران در حال صید بودند به دست نیروهای عربستانی بازداشت شدند.

او اضافه می‌کند: شغل صیادی به نوعی است که جریان باد مسیر شناورها را تغییر می‌دهد و گاهی پیش می‌آید که شناوری خط مرزی بین دو کشور را رد کنند.

این فعال صیادی در مورد هویت این صیادان خاطرنشان می‌کند: هر دو صیاد اهل شهرستان خارک از توابع استان بوشهر هستند و در آخرین لحظات از طریق تماس بی‌سیم وضعیت خود را اطلاع دادند و دیگر هیچ خبری از این دو صیاد به دست ما نرسیده است.

طلبکاران گروه ملی فولاد ایران در انتظار دریافت طلب خود

نزدیک به ۳۰ نفر از قطعه سازان، بازاریان و تامین کنندگان قطعات گروه ملی صنعتی فولاد ایران در اهواز روز یکشنبه با تجمع در ورودی این شرکت، خواستار پرداخت مطالبات خود از سوی مسئولان این شرکت شدند.

جوانان آبادانی در اعتراض به وضعیت اشتغال در آبادان دست به تجمع اعتراضی زدند و خواستار آن شدند که مسئولان استان فکری به حال این وضعیت بکنند.

جوانان آبادانی در اعتراض به وضعیت بیکاری در شهرستان آبادن به صورت خودجوش مقابل ساختمان فرمانداری این شهر دست به تجمع زده و مسئولان این شهرستان را واداشتند فکری برای برون‌رفت از وضعیت کنونی بکنند.

جنگ، بیکاری و عدم توجه به پتانسیل ایجاد اشتغال، بندر آبادان را که زمانی یکی از معروف‌ترین شهرهای ایران بوده؛ به شهری تبدیل کرده است که جوانانش امروز می‌گویند هیچ روزنه‌ای برای بهتر شدن وضعیت نمی‌بینند. همین باعث شده موجی از جوانان تصمیم به مهاجرت بگیرند.

تجمع های اعتراضی در دانشگاه‌های تهران

دانشجویان دانشگاه تهران شنبه، ششم آبان‌ماه تجمعی اعتراضی علیه سیاست‌های دولت در عرصه آموزش عالی برپا کردند. تجمع‌های مشابهی نیز در دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه خواجه نصیر برپا شد.

به گزارش زمانه، دانشجویان در دانشگاه تهران به خصوصی‌سازی و پولی‌شدن تحصیل در دانشگاه‌ها معترض بودند. آنها با در دست داشتن پلاکاردهایی به رنگ سرخ، شعار می‌دادند: «تدبیر این وزارت / علم است یا تجارت؟»

دانشجویان با جمع‌شدن در برابر دانشکده فنی تهران در پردیس مرکزی دانشگاه خواستار انحلال پردیس بین‌الملل دانشگاه تهران شدند.

پردیس‌های بین‌الملل دانشگاه‌های تهران، دانشجویان را با اخذ شهریه‌های بالا پذیرش می‌کنند، درحالی‌که دانشجویان عادی باید برای تحصیل در دانشگاه‌های تهران از سد کنکور بگذرند. این دانشجویان به همین دلیل شعار می‌دادند: «دانشگاه پولگردان / تضعیف زحمت‌کشان»؛ «دولت اعتدالی/ سفره ما شد خالی».

دانشجویان تجمع‌کننده همچنین نسبت به فضای امنیتی دانشگاه‌ها معترض بودند. آنها شعار دادند: «دانشگاه پادگانه / تدبیر امید چاخانه.»

حسن روحانی، رئیس‌جمهوری که با شعار «دولت تدبیر و امید» بر سر کار آمده است، وعده بازگشایی فضای دانشگاه‌ها را در هر دو دوره انتخابات ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ مطرح کرد.

با این حال به باور فعالان دانشجویی، منصور غلامی، وزیر پیشنهادی حسن روحانی برای وزارت علوم تجلی این شعار نیست.

دانشجویان معترض دانشگاه تهران نسبت به انتخاب غلامی برای وزارت علوم معترض بودند و فریاد می‌زدند: «امنیتی حیا کن/ دانشگاهو رها کن».

تظاهرات مشابهی در دانشگاه‌های صنعتی شریف و خواجه نصیر تهران نیز برپا شد.

مصدومیت کارگر لاستیک مهریز در حادثه آتش‌سوزی

منابع رسمی می‌گویند آتش‌سوزی در انبار کارخانه لاستیک مهریز در استان یزد باعث مصدوم شدن یک کارگر شده است .

 رئیس واحد آنش نشانی شهرداری مهریز گفت: این حادثه حوالی ظهر امروز(۶ آبان مهرماه) درانبار شرکت لاستیک مهریز واقع در کیلومتر ۱۵ جاده مهریز به یزد در شهر صنعتی یزدمهر در کنار جاده اصلی تهران ، بندرعباس رخ داد و حجم گسترده آتش باعث مصدوم شدن یک کارگر این واحد صنعتی شد.

« سیدمحمد حسینی » افزود: کارگر حادثه دیده لاستیک مهریز در محل حادثه توسط اورژانس منطقه به بیمارستان منتقل شده‌اند.

به گفته وی، این عملیات توسط گروه‌های آتش‌نشان با تلاش سه ساعته مهار شد.

مرگ یک کارگر میانسال براثرسقوط از داربست در نهاوند

فرمانده انتظامی شهرستان  نهاوند گفت: یک کارگر ۳۵ ساله از طبقه چهارم یک منزل مسکونی نیمه کاره سقوط کرد وجانش را از دست داد.

سرهنگ منصور ملکی روز شنبه گفت: این کارگر در حین کار بر روی داربست در طبقه چهارم این ساختمان تعادل خود را از دست داده و به زمین سقوط می کند.

وی اضافه کرد: با تماس شهروندان حاضر در محل ، تیم های امدادی در محل حادثه حضور یافته و فرد مجروح را به بیمارستان نهاوند منتقل می کنند.

فرمانده انتظامی نهاوند ادامه داد: با وجود انجام اقدامات پیش بیمارستانی و تلاش عوامل درمانی برای احیای این فرد ولی شدت جراحت وارده موجب مرگ این مرد ۳۵ ساله می شود.

سرهنگ ملکی بیان کرد: هم اینک برای مالک این ساختمان پرونده قضایی باز شده واین حادثه توسط کارشناسان اداره کار بررسی می شود.

جان باختن سه کارگر ساختمانی درمشهد براثرریزش آوار

ظهردیروز۶آبان،سه کارگر  ساختمانی در حادثه ریزش آوار یک ساختمان در دست تخریب در مشهد جان باختند.

سرپرست ایستگاه سوم سازمان آتش نشانی مشهد گفت: این حادثه ظهر دیروز در خیابان بهارستان واقع در بلوار سجاد مشهد رخ داد.

محمدجواد سبحانی افزود: هنگام تخریب ساختمان سه طبقه آوار آن روی کارگران فرو ریخت که ۲ نفر در دم جان باختند و یک نفر نیز مصدوم شد. با ایمن سازی محل عملیات آتش نشانشان در این محل پایان یافت.

شهرام طاهرزاده رئیس حوادث و مدیریت بحران دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: تنها مجروح این حادثه که بیمارستان انتقال یافته بود در پی شدت جراحات وارده جان باخت و تعداد کشته شدگان ریزش آوار در مشهد به سه نفر رسید.

تجمع اعتراضی ساکنان روستای محروم «مور زرد زیلایی» نسبت به کمبود سوخت زمستانی و راه مناسب ارتباطی مقابل استانداری کهگیلویه و بویراحمد

روز شنبه۶آبان،ساکنان  روستای محروم «مور زرد زیلایی» در بخش مارگون از توابع شهرستان بویراحمد دراعتراض به کمبود سوخت زمستانی و راه مناسب ارتباطی مقابل استانداری کهگیلویه وبویر ،تجمع کردند.

یکی از اهالی روستای «مور رزد زیلایی» به نمایندگی از اهالی این روستا گفت: این روستا با ۱۵۰ خانوار و جمعیت  ۷۷۳ نفر فاقد راه ارتباطی مناسب است جاده روستا قدیمی و خاکی است که چند مرتبه مسئولان قول دادند این جاده آسفالت شود اما متأسفانه هنوز هیچ اقدامی انجام نداده‌اند.

وی افزود: در فصل زمستان با نخستین بارش باران و برف راه این روستا بسته می‌شود و امکان عبور و مرور خودرو مقدور نیست.

وی تصریح کرد: این روستا دارای مشکلات و محرومیت‌های زیادی است اما هم‌اکنون مهم‌ترین و اولویت‌دارترین مشکل این روستا نداشتن راه ارتباطی و سوخت زمستانی است.

وی خاطرنشان کرد: یک زن مبتلا به پر فشاری خون در زمستان امسال به‌علت مناسب نبودن راه مناسب و بارش باران که باعث مسدود شدن جاده روستا شده بود، چرخ خودرو نیز در میان راه ترکید و امکان رسیدن به مراکز درمانی فراهم نبود جان خود را از دست داد که باید مسئولان و متولیان امر بخصوص راه و شهرسازی پاسخگوی این مشکل مردم باشد.

این فرد که از اهالی روستای «مور رزد زیلایی» است، خاطرنشان کرد: از رسانه‌ها به‌خصوص صدا و سیما انتظار داریم به منطقه محروم زیلایی سفر کنند و خبر و گزارش بگیرید تا از نزدیک با فقر و محرومیت مردم آشنا شوید و به گوش مسئولان برسانند، چون مردم این منطقه به نان شب خود محتاج هستند.

روند اخراج  وعدم پرداخت حقوق کارگران دوکارخانه فولاد قزوین وآرمان شفق ادامه دارد

از زمان تغییر مدیریت دو  کارخانه فولاد قزوین و آرمان شفق در منطقه تاکستان استان قزوین دست‌کم ۱۶۰ کارگر طی دو ماه گذشته اخراج شده‌اند.

از دو ماه پیش که مدیریت این دو واحد صنعتی به یک شرکت پیمانکاری واگذار شده است تاکنون هیچ قرارداد جدیدی با کارگران منعقد نشده است و در نتیجه هرچند وقت یک بار شماری از کارگران اخراج می‌شوند.

به گفته آنها ،آخرین  اخراجی ها مربوط به روزهای نخست آبان ماه است و کارگران اخراجی بابت دو ماه مزد معوقه از کارفرما طلبکار بودند.

از قرار معلوم در حال حاضر حدود ۱۵۰ کارگر در کارخانه فولاد قزوین باقی مانده و۴۰ کارگر دیگردر آرمان شفق مشغول کارند.

تجمع بازنشستگان جهاد کشاورزی لرستان دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان

صبح روز شنبه

۶ابان  بازنشستگان جهاد کشاورزی لرستان دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان توسط این نهاد دست به تجمع  زدند.

اداره کل جهاد کشاورزی استان لرستان نه تنها مطالبات بازنشستگی آنان را پرداخت نکرده بلکه با پاس کاری به سازمان برنامه و بودجه و استانداری آنان را بیش از پیش سردرگم کردهاند.

درهمین رابطه نماینده معترضین گفت: بیش از یک سال و نیم از بازنشستگی ما در جهاد کشاورزی استان میگذرد اما متأسفانه نه تنها این نهاد مطالبات ما را پرداخت نکرده بلکه بین مثلث جهاد، استانداری و سازمان برنامه و بودجه سردرگم شدهایم.

وی افزود: هیچ ارگان و نهادی مسئولیت وضعیت بازنشستگان جهاد کشاورزی استان لرستان را بر عهده نمیگیرد.

این معترض تصریح کرد: ما چیزی بیش از حقمان را نمیخواهیم.

وی اشاره کرد: روزگاری که کشور نیاز به سازندگی داشت ما بهعنوان سربازان عرصهی سازندگی از دل و جان برای آبادانی استان تلاش کردیم متأسفانه مسئولین این نهاد در استان هم اکنون با آرامش تمام پشت میز مدیریت‏شان نشستهاند حتی حاضر نیستند حق قانونی ما را پرداخت کنند.

وی تصریح کرد: نزدیک به ۲ سال است که بازنشسته شده ‏ایم. ۸۰۰هزار تومان از حقوقم کسر شده است من هزینه‏های خانواده‏ام را براساس حقوق ماهانه تنظیم کرده ‏ام اما هم ‏اکنون با این حقوق نمی‏توانم جواب‏گوی خانواده باشم.

این معترض بیان کرد: نه مسئول جهاد کشاورزی استان جوابگوست و نه استانداری و برنامه و بودجه تا برطرف شدن مشکلات‏مان دست از اعتراض برنمی‏داریم.

تجمع اعتراضی کارگران شرکت مسکن و عمران قدس رضوی نسبت به عدم پرداخت ۶ماه حقوق ویک ماه حق بیمه

روز۶آبان،جمعی از کارگران  شرکت مسکن و عمران قدس رضوی دراعتراض به عدم پرداخت ۶ماه حقوق ویک ماه حق بیمه مقابل دفتر کارگاه این شرکت متعلق به آستان قدس رضوی،در سرخس تجمع کردند.

یکی از این کارگران گفت: از اردیبهشت ماه حقوق و اضافه کار ۶۰ کارگر شرکت مسکن و عمران قدس رضوی در سرخس پرداخت نشده است.

وی که خواست نامش ذکر نشود افزود: ۲ هفته پیش نسبت این در خواست به صورت حضور مطرح شد و در پی مکاتبه با فرمانداری سرخس پنج میلیون ریال به حساب کارگران واریز شد.

او ادامه داد: شرکت مسکن و عمران حدود ۶ کارگاه دیگر دارد که حدود ۴۰ نفر در آنها مشغول کار هستند و آن کارگران نیز خواستار دریافت حقوق معوقه خود می باشند.

وی گفت: حق بیمه کارگران تا پایان مرداد ماه پرداخت شده اما بیمه تکمیلی این افراد به مشکل خورده لذا بیمه گر تکمیلی به آنها اعلام کرده شرکت مسکن و عمران در حق پرداختهای بیمه تکمیلی هم معوقه دارد.

وی افزود: مسئولان کارگاه به نقل از مدیدران شرکت مسکن و عمران قدس رضوی قول داده اند تا آخر هفته جاری مبلغی به حساب کارگران واریز شود.

‘شرکت مسکن و عمران قدس رضوی، شرکت ساختمانی بتن و ماشین قدس رضوی، شرکت مهندسان مشاور و شهرسازی، شرکت مهندسی آب و خاک و شرکت کارخانه های بنای سبک’ زیرمجموعه های هلدینگ عمران و ساختمان سازمان اقتصادی رضوی هستند.

افشای قصد کارفرمای نیروگاه نیشابوربرای لغو قرارداد دایم کارگران وتحمیل قرارداد موقت یک ساله در جریان واگذاری

مالک جدید نیروگاه ۱۰۰۰ مگاواتی نیشابور در اقدامی عجیب تصمیم بر آن گرفته است تا کارگران این نیروگاه را مجبور به لغو قرارداد دایم و عقد قرارداد موقت یک ساله با شرکت بهره بردار جدید نیروگاه نماید.

دیروزششم آبان ماه، قصد مالک نیروگاه نیشابوربرای لغو قرارداد دایم کارگران وتحمیل قرارداد موقت یک ساله در جریان واگذاری،افشاشد.

یکی از کارگران این نیروگاه طی نامه ای اعلام کرد:در نیروگاه نیشابور واگذاری خارج از … صورت گرفته و به هیچ عنوان در این واگذاری، وضعیت پرسنل که سرمایه های اصلی هستند، پیش بینی نشده است و قرارداهای دائم پرسنل با وزارت نیرو نادیده گرفته شده است.

 هم اکنون مالک جدید نیروگاه تصمیم بر آن گرفته تا نیروها را مجبور به لغو قرارداد دایم و عقد قرارداد موقت یک ساله با شرکت بهره بردار جدید نیروگاه نماید.

گزارشی از زندگی و رویاهای ۳ کولبر نوجوان

مایه از جان برای یک لقمه نان

 حرف‌های ضد و نقیض در موردشان زیاد است، «کولبرها» را می‌گویم، همان‌هایی که برای نان، با جان معامله می‌کنند و به دل کوهستان‌ها و کوره راه‌های پر پیچ و خم می‌زنند تا شکم خود و خانواده‌شان را پر کنند. در زندگی‌شان که عمیق می‌شوی، می‌بینی، نمی‌توانند از درآمد این کار بگذرند. بسیاری‌شان از سر ناچاری بدان تن می‌دهند و عده‌ای نیز از سر ترجیح.

اما کولبری هرچه باشد، ساده نیست و در این میان، وقتی می‌بینی یک نوجوان مدرسه را برای مبلغی ناچیز ترک می‌کند و سر از کوه‌ها و راه‌های بلاخیز درمی آورد تا پولی به دست آورد، بیشتر به هم می‌ریزی. مگر نه این است که دیری نمی‌پاید تا کمر و شانه و مفاصل‌شان خیلی زودتر از آنچه فکرش را می‌کنند، مستهلک شود و باید تا آخر عمر جسمی ناخوش احوال را با خود به این سو و آن سو بکشند؟

نوجوان‌هایی که پیدایشان کردیم، با ترس و لرز صحبت می‌کردند. به‌شدت بی‌اعتماد بودند و از دادن هر گونه اطلاعاتی طفره می‌رفتند. اما وقتی خاطرجمع شدند که قرار نیست تشت نام و نشان‌شان از بام بیفتد و صدا کند و از طرفی هم باور کردند، قرار است صدای زندگی‌های گمشده‌شان در هیاهوی این دوره و زمانه، به گوش کسانی برسد که قدر آسودگی هایشان را نمی‌دانند، اندکی نرم شدند و دهان باز کردند.

فراتر از توان

خفقان و تنگنایی را که «ژیوان» در همین زندگی کوتاه و سخت خود تجربه کرده بسیار بیشتر از گنجایش یک نوجوان است. از او خواستیم تا حرف بزند: پدرم آنقدرها پولدار نیست، اما بی‌پول و بیچاره هم نیست، با این حال از زمانی که کارخانه‌های منطقه بی‌رونق و پول درآوردن سخت شده است، پدرم کارهای مختلفی را امتحان کرده تا بتواند هزینه خوش گذرانی‌هایش را تأمین کند. این طور که «ژیوان» می‌گفت دو ساله بود که مادر واقعی‌اش به خاطر الواتی‌های بی‌حد و حصر پدرش از او جدا شد و تا به حال سه نامادری داشته که آخری را از همه آنها بیشتر دوست دارد؛ «تقریباً هیچ خاطره‌ای از مادر واقعیم توی ذهنم نیست، اما نامادریم خیلی مهربونه و به اندازه یک مادر واقعی دوستش دارم. پدرم خیلی بد اخلاق است. برای هر اتفاق ریز و درشتی کتکم می‌زد ولی از وقتی بزرگتر شده‌ام، نامادریم خیلی مراقبمه و مدام تشویقم می‌کنه کارهایی که پدرم دوست داره انجام بدم تا کمتر با من بد رفتاری کنه.»

پدرم آخرین باری که از مرز بار می‌آورد، مأموران به تک تک اسب‌ها شلیک کردند و بعد خودش هم تیر خورد تا من و مادر و خواهر کوچکترم برای همیشه تنها بمانیم. روزهای خیلی سختی شروع شد که هنوز هم تمام نشده.

«ژیوان» ۱۶ سال دارد اما مسیر پر پیچ و خم زندگی از او مردی با تجربه ساخته است، او از کولبری‌اش و از اتفاقاتی که در این چهار سال به چشم دیده و با عمق وجودش حس کرده است این‌طور تعریف کرد: پدرم خیلی خوشگذران بود و یک جا بند نمی‌شد. برای همین اوایل زندگی‌اش یعنی همان زمانی که من به دنیا آمدم در یکی از شهرهای سردسیر کشور زندگی می‌کردیم، مادرم که من و پدرم را ترک کرد، پدر یک بار دیگر ازدواج کرد، چند سالی در یک کارخانه مشغول به کار بود و من که بزرگتر شدم درکنار درس خواندن به اجبار پدر سر کار رفتم. از شاگردی تا کارکردن در باغ‌های مختلف را تجربه کردم اما هیچ وقت رنگ دستمزد را ندیدم، زیرا پدرم دستمزد روزانه یا ماهانه‌ام را مستقیم از صاحب‌کارم می‌گرفت. بارها پیش آمده بود که می‌گفت :حتی اگر لازم شد باید قید درس را برای همیشه بزنی، اما نمی‌توانی کار نکنی. بعد از طلاق همسر دوم پدرم، به سردشت بازگشتیم و او برای بار سوم ازدواج کرد، که این ازدواج البته برای من خیلی خوب بود. نامادری‌ام خیلی مهربان بود و هوایم را داشت. وقتی پدرم بار دیگر از کار بیکار شد برای امرار معاش به سراغ کولبری رفت و مراهم واداشت تا با او بروم. به همین خاطر از چهار سال قبل- با اینکه آن زمان جثه خیلی‌ریزی داشتم- کولبری را شروع کردم. کمی که گذشت دیگر پدرم همراهم نمی‌آمد و تا به امروز که با شما صحبت می‌کنم خودم تنها کول برمی‌دارم. از پارسال هم چون دیگر نمی‌توانستم مدرسه بروم، از مدارس روزانه انصراف دادم و شب‌ها در خانه درس می‌خوانم و آخر هر نیمسال تحصیلی به همراه سایر دانش‌آموزان در امتحان‌ها شرکت می‌کنم. نمی‌خواهم آینده‌ام تباه شود و فقط کولبری باشم که جز بار برداشتن کار دیگری از دستم برنیاید.

«ژیوان» که در سال تحصیلی

جدید رشته علوم انسانی را انتخاب کرده است، آرزو دارد با پایان دوره دبیرستان در رشته دانشگاهی تربیت معلم ادامه تحصیل بدهد و آینده شغلی بهتری داشته باشد، می‌گوید: از زندگی در کنار پدرم خسته ام، اصلاً متوجه نیست که من یک نوجوانم. او فقط به خودش فکر می‌کند و اصلاً نگران این نیست که ممکن است کم بیاورم. من مثل بعضی از این جوان‌های تهرانی نیستم که وقتی کم می‌آورند سراغ مواد و این چیزها می‌روند. فقط منتظرم به سن قانونی برسم، سربازی بروم و دیگر به این خانه برنگردم تا خودم به تنهایی آن طور که دوست دارم زندگی‌ام را بسازم.

در نقش پدر

داستان زندگی «هورامان» و پدرش نقطه مقابل قصه «ژیوان» است. البته باور کردن‌شان کمی سخت است اما درهرحال برشی از واقعیت‌های زندگی یک آدم است. با او و کودکانه‌هایش که همراه شوید، بهتر متوجه خواهید شد. تنها ۱۳سال دارد اما همچون یک مرد جاافتاده حرف می‌زند. خود را در قواره‌ای می‌بیند که باید با ناملایمتی‌های زندگی بجنگد. این مردانگی را از پدرش به ارث برده، همان مرد غیرتمندی که برای آسایش خانواده‌اش هر کاری که به ذهنش می‌رسید و در توان داشت، انجام می‌داد. «هورامان» خوب به خاطر دارد، نیمه شب‌هایی را که پدر از راه می‌رسید و شانه‌های خسته‌اش را که رد ریسمان بر خود داشت، به دست‌های همسرش[مادر هورامان] می‌سپرد تا بر آنها ضماد بگذارد و از دردشان بکاهد. به همین خاطر، بدون فکر کردن به آینده‌ای که انتظار جسم نحیفش را می‌کشد، با سن و سال کم، قدم در راهی گذاشته است که پدرش پیش‌تر در آن گام برداشته و دوشادوش مردان هم‌ولایتی کولبری می‌کند.

وقتی برادر بزرگترم به کار کولبری مشغول شد، من هم دوست داشتم این کار پرحادثه را به جان بخرم تا کمک خرج پدرم باشم. دو سال پیش نخستین بار به همراه برادر و دایی‌ام به مرز رفتم.

فارسی را با لهجه غلیظ کردی اما بدرستی صحبت می‌کند: «بابای من از چند سال قبل کول می‌بُرد، اما زمستان پارسال به‌شدت مریض شد و دیگه نمی‌توانست کول ببرد. برای همین خانه و زندگی را فروخت و ۱۰ اسب خرید که فصل بهار، بارها را با آنها جابه جا کند. چند باری به کوهستان رفت و به سلامت برگشت و پول خوبی هم به خانه آورد، اما آخرین باری که از مرز بار می‌آورد، مأموران به تک تک اسب‌ها شلیک کردند و بعد خودش هم تیر خورد تا من و مادر و خواهر کوچکترم برای همیشه تنها بمانیم. روزهای خیلی سختی شروع شد که هنوز هم تمام نشده. نمی‌توانستم ببینم مادرم نیازمند کمک این و آن است، به همین خاطر دو ماه بعد از مرگ پدرم، تصمیم گرفتم کارش را دنبال کنم و حالا نزدیک به ۵ ماه است که کول می‌برم تا به مادرم در هزینه‌های زندگی کمک کنم و بتوانم خواهرم را هم از آب و گل درآورم.

در آرزوی روشنایی

بعضی از این نوجوان‌ها مثل «آراز» برای جان بخشیدن به یک زندگی ساده، از جان مایه می‌گذارند. ۱۵سال دارد و عاشق درس خواندن است، اما برای آنکه بتواند روی پای خودش بایستد، له‌له می‌زند و می‌خواهد در تأمین مخارج خانواده کمک حال باشد: ما سه برادریم. یک برادر بزرگتر و یک برادر کوچکتر از خودم دارم. پدرم کشاورز است و با تراکتور در زمین‌های کشاورزی کار می‌کند، اما هم خانواده  پدری و هم  خانواده مادری‌ام کولبری می‌کنند. از وقتی برادر بزرگترم به کار کولبری مشغول شد، من هم دوست داشتم این کار پرحادثه را به جان بخرم تا کمک خرج پدرم باشم. دو سال پیش نخستین بار به همراه برادر و دایی‌ام به مرز رفتم. خوب یادم است بعد از ظهر چهارشنبه‌سوری بود که راهی مرز شدیم. بعد از حدود یک ساعت رسیدیم لب مرز و سهم من باری به وزن ۱۳ کیلوگرم شد. تجربه سخت و متفاوتی بود اما نمی‌خواستم کم بیاورم و خوشبختانه بار را به سلامت به صاحبش رساندم. وقتی فردای آن روز مزدم را که ۷۶ هزار تومان بود، گرفتم، حال خیلی خوبی داشتم. با آن پول به بازار رفتم و برای خودم خرید کردم و بقیه‌اش را هم گذاشتم توی طاقچه. پدرم از پس همه هزینه‌های خانواده بر نمی‌آید و به همین خاطر در طول این مدت در فصل‌های مختلف سال، در مرزهای دوله‌بی، مرز بیوران (دوپه زه)، مرز کانی زرد و مرز کونه مشکه (بلفت) کولبری می‌کنم. با وجود اینکه از پول درآوردن و کمک خرج خانواده بودن لذت می‌برم اما درسم را هم می‌خوانم. می‌خواهم زودتر دیپلم بگیرم و در دانشگاه رشته هنر بخوانم تا به آرزویم یعنی خوانندگی آن هم به زبان کردی برسم، با این حال منتظر یک فرصت مناسبم تا پیش از رسیدن زمستان و لغزنده شدن مسیر صعب‌العبور کوهستان، چند باری کول بردارم و پولی دربیاورم و آن را با پدرم قسمت کنم.

منبع: روزنامه ایران

پروژه معماری