فرهاد شیخی: ایران را در چند متر مربع بشناسیم!!

مشت نمونه ی خروار است.
چهار متر مربع ،کل ایران فقر زده ی زیر یوغ سرمایه داری و دولت پیشبرنده اش را مینمایاند.

امروز صحنه هایی را دیدم که به فکر فرو رفتم و خشمم برای شیوه ای دیگر زیستن و بیقراریم را برای این دنیای وارونه ای که هیج کس وهیچ چیز سر جایش نیست فرو کش نمی کند .این دنیای وارونه را که یک درصد از جمعیت تمام امکانات و رفاهیاتی که متعلق به همه مردم است را غصب کرده ودیگران را زیر پای خود له میکنند. دیدن چنین صحنه هایی که روزانه بارها و بارها شاهدش هستیم هر انسانی را منقلب میکند و این است که انگیزه برای شکل دیگری از زندگی اولویت اول هر انسان مسئولی میشود
در یک مکان کوچک(خروجی مترو فردوسی)
در چند متر مربع سه صحنه ی دلخراش دیدم
۱.پیر زنی که در سرما بر زمین سرد نشسته بود و گدایی میکرد در حالیکه باید در چنین سن سوالی حقوقش را به در خانه اش میبردند و تقدیم میکردند چرا که در همانجایی که گدایی میکرد روی گنجی نشسته بود که آقایان آن را به یغما برده اند
۲.پیرمرد دستمال کاغذی فروش که خمیده بود و دستکش هم نداشت ودر سرمای زمستان بخاطر امرار معاش با دستمال فروشی که نهایتا از آنطریق نمیتواند یک در صد از نیازهایش را برآورده کند توجهم را بخودش جلب کرد

۳.و دو جوان همسن من شایدم کمتر که معتاد بودند و داشتن با سیخ و سیم و آدامس چسبیده به آن در صندوق صدقه ی کمیته به اصطلاح امداد ، که سهمشان را از سفره ی انقلاب اسلامی که چند اسکناس پاره پوره ی هزار تومانی و پانصد تومانی که پول یک پاکت سیگار هم نمیشد بگیرند
تا بخود جنبیدم پیر مرد رد شد و دو جوان معتاد(که یقینا از سر بیکاری به دام اعتیاد افتاده اند) رفتند سراغ صندوق آن طرف تر و فرصت ثبت تصویر رو از دست دادم.
براستی در کشور مان چندصد هزار بار شاهد تلاقی این میزان رفاهی که مسئولین شعارش را میدهند هستیم که من در سه چهار متر مربع دیدم؟؟!
و اگر سه متر مربع این است
پس کیلومترها کارخانجات نیشکر هفت تپه را چگونه باید فرض بگیریم که هزاران کارگر با دستمزد چهار پنج برابر زیر خط فقر کار میکنند ضمن آنکه چند ماه به چند ماه همان چندرغاز دستمزد را نمیپردازند و بمحض اعتراض توسط کارفرما و دولت مورد هجوم و سرکوب و ….قرار میگیرند!؟
و اگر کارخانه ی نیشکر هفت تپه چنین جنایتی را بر آنان اعمال میکنند وبا دستبند وپا بند آنها را به دادگاه میفرستند بخاطر حق خواهی ودستمزدی که بابتش کار کرده اند را چگونه هضم کنیم
،پس شهرک صنعتی ها را چگونه باید فرض بگیریم؟!این است ان دنیای وارونه ای که شاهدش هستیم !
باید بنشینیم ونظاره گر چنین فجایعی باشیم یا حقمان را از سرمایه بگیریم؟
و اگر کل ایران را فرض بگیریم با چه فاجعه ی دهشتناکی روبرو میشویم؟

فرهاد شیخی عضو اتحادیه ازاد کارگران ایران

پروژه معماری