سعید رضائی: معلم مُرد،زنده باد معلم – از فرزاد کمانگر تا محمد حبیبی

 

بازداشت محمد حبیبی فعال صنفی معلمان همراه ضرب و شتم شدید این فعال صنفی صورت گرفت.شدت خشونت در بازداشت چنان عمیق بود که کلت ها از کمر ها خارج شدند و بر سر محمد حبیبی قرار گرفتند و اندیشه را هدف… .
در روزگاری که حنجره ها تهی و زبان ها پشت میله های دندان های گرد شده فرصت طلبان بود،معلمان به جرم دادخواهی و به جرم احقاق مطالبات بحق خویش یا به زندان افکنده شدند و یا تبعید شدند و یا همچون محمد حبیبی زنجیرها دست و پاهایشان را بوسه زد.
معلمانی که به دنبال والاترین آرمان های انسانی بودند و صف اول مبارزه برای ترقی و تحول.
مادامی داستان تلخ می شود که سیاستمداری زیرک با سبقی سراسر فساد بر مسند وزارت آموزش و پروش تکیه می زند و نه تنها از یکی از دو قشر شریف یعنی کارگران و معلمان دفاعی نمیکند بل بی شک در آینده ای نه چندان دور بر آن صحه مینهد و تاکید که هر کهدهانش بوی اعتراض و شرافت داد را باید به مسلخگاه زندان برد و بر شقیقه اش کلت گذاشت و او را در سیلاب شکنجه غرق کرد.
این واژه ها را به دست حاکم و رئیس و وزیر برسانید تا فریاد واژه ها گوش های آنها را بلرزاند.
تک تک جملات را بدون اعدام واژه ها به گوش حاکمان برسانید که بدانند بازداشت و ضرب و شتم محمد حبیبی ها نه تنها قلم ها را خموش و تاریک نخواهد کرد بلکه جان دوباره به قلم ها میدهد تا بار دگر همانند آتشفشان بنویسند محمد حبیبی را تنها نخواهیم گذاشت.

پروژه معماری