رحمان گلچهره: زنده باد یک می، اعتراض علیه فقر مزد و تحقیر کارگران

رحمان گلچهره

زنده باد اول ماه می !
اعتراض علیه فقر مزد و تحقیر کارگران !

بردگی کارمزدی جاری ست و مسئله مزد یک موضوع همیشگی جدال کارگران و نیروی کارمزدی اعم از کارگر،معلم، پرستار،بازنشسته و….، با کارفرما یان ودولت و… بعنوان نمایندگان ، مدافعان و مجریان حفظ مناسبات سرمایه و در عین حال ، بزرگترین و سازمان یافته ترین کارفرما در اردوی کاری بنام ایران بوده است.

مزد ،بعنوان اصلی ترین دغدغه در پایه ای ترین تقلا ،برای معیشت و بقاء زیست کارگران و نیروی کارمزدی در مناسبات و شرایط موجود ست !

در غیاب آزادانه تشکلات مستقل کارگران و….، از دولت و نهادهای سرمایه داری، و در زیر چتر سالها سرکوب جنبش کارگری و….، کارفرماها و دولت و…، مدام کوشیده اند یک بردگی آشکار از استثمار و غارت دسترنج کار ،با حداقل های مزد و در یک شرایط نفرت آور زیست را بر کارگران و نیروی کارمزدی و جامعه بطور کل، تحمیل کنند.
کارفرماها، مالکان کارخانه ها و دولت،دائما” دارند برای جیب و سفره کارگران و….،نقشه میریزند و با هزار ترفند عناوین فریب،با محاسبات سودجویانه ، با اعداد/ارقام خود ساخته ،سر و ته مزد و معاش کارگر و معلم و….. را میزنند.
برای حفظ منافع غارتگرانه و حرص سودجوئی، با تعطیلی کارخانجات و….،میلیونی خانواده کارگری را به گرسنگی کشانیده اند و مدام چندر غاز
مزد و مطالبات کارگران ، معلمان، پرستاران و ….،را به گرو کشی گرفته و خود نوعی اعتصاب پنهان ضد انسانی علیه نیروی کارمزدی را بکار گرفته اند.

آنوقت ،تا کارگر ، معلم ،…..و….، سراغ مزدش را میگیرد و میخواهد یک ریال اضافه اش کند و…، اول از همه قشون میریزند سرش و به جرم تشویش و اقدام علیه امنیت سرمایه میبرندش زندان و…،
یعنی کارفرما میتواند و دولت میتواند بعنوان یک سر کشمکش مزد،زندگی میلیونها انسان را تباه سازد، اما کارگر زیر زور سرنیزه و قوانین خودساخته تان نمیتواند؟

چون یک عده بچه بازاری و سرمایه دار تحصیل کرده «زرنگ» ، که حالا همه شان کارخانه دارند و وکیل و وزیر و فلان منصب اند، یک روزی زیر چتر امتیاز سرکوب و….،نشسته اند یک رساله بردگی قرون وسطائی ضد کارگری نوشته اند و اسمش را هم گذاشته اند قانون کار، و هر جایی هم که شده ،آنقدر اما و اگر و شاید و…چپوندن تا هر وقت بخوان یک جای همین قوانین نیم بند را با تبصره ساطور مصلحت بزنند!
بعد سالی یکبار ، ضدکارگری ترین نهادها ، مالکان و نمایندگان سرمایه ،یعنی یک سر کشمکش کار و سرمایه در جدال بر سر مزد ، برای زندگی یک سوی دیگر کشمکش، یعنی میلیونها انسان ، تصمیم به چگونگی زیست شان میگیرند!
هم اینک، در آستانه اول ماه می ،
تعیین بیشرمانه ترین مزد خفت بار کنونی توسط سرمایه داران و نمایندگانشان در قدرت ، اگرچه تدوام تحقیر و تحمیل فقر زیر فشار سرنیزه و سرکوب ، در یک تعرض آشکار به هست و نیست کارگران و نیروی کارمزدی را هدف قرار داده است،
اما،یک سر دیگر این جدال، بیکار نخواهد نشست و ارمغان سیه روزی را نظاره نخواهد کرد.
نگاه کنید! جنبش اعتراضی و اعتصابی کارگران و همه نیروی کارمزدی ،بیش از هر زمان دیگری،در نپذیرفتن نظم موجود سرمایه به میدان آمده است.
گرچه، با لجن اقتصادی حاکم بر این جامعه،با ورشکستگی اش ،با اردوی میلیونی بیکاری و تعطیلی یکی پس از دیگری کارخانه و صنایع، با اخراج سازی های فله ای ،با اختلاس ها و غارتگریهای نجومی دسترنج کار و ثروت جامعه، در کنار و زیر یک فشار سرکوب دائمی ،نیروی کارمزدی (کارگر،معلم،پرستار،کولبر،بازنشسته،…،)را مدام به جنگ نابرابر مزد و نان کشانده اید.

اما خوب نگاه کنید !
چه کسی گفته کارگران و نیروی کارمزدی به اینکه باید بخش محروم جامعه باشند و مدام بعنوان صغیر برایش تعیین تکلیف کنند، تن خواهند داد.
جنبش اعتراضی کارگران و….،و بطورکل جنبش طبقه کارگر ایران ،در یک هم سرنوشتی و تنیدگی طبقاتی در نپذیرفتن مزد و معیشتی که برای زیست شان رقم زده اید ،برای تغییر و بهبود اوضاعش خیز برداشته است.
این که دیگر اظهرمن الشمس است.

درسته قوانین کار ایران قرون وسطائی قرن نوزدهمی ست، اما؛

کارگران ایران ، انسانهای قرن بیست و یکمی اند که دیگر میدانند در همین حد از دستآورد جهان متمدن،در عصر رشد غول آسای تکنولوژی ها،ظرفیت دانش و بارآوری کار،و در کنار کوهی از انباشت ثروت اجنماعی که دارد غارت میشود،داشتن یک رفاه زندگی با استانداردهای موجود جهان متمدن ،قابل دسترس و حق/ حقوق امروز طبقه کارگر ایران است و برای کسب آن به میدان آمده است.
کارگران دیگر میدانند برای خواست حداقل مزد پنج میلیون تومان ماهیانه و امکان ۳۵ ساعت کار در هفته نیاز به دانش اقتصادی خاصی ندارند.
خواست تشکل مستقل کارگری و..از دولت و حق بی قید و شرط اعتصاب ،اعتراض و مصونیت شان از هر تعرضی،
بخشی از مطالبات برحقی ست که با اراده مستقیم کارگران و نیروی کارمزدی بجلو رانده شده ست!

پروژه معماری